۱۳۹۱ دی ۸, جمعه

دموکراسی در ایران

دموکراسی. واژه ای که امروزه نقل محافل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایرانی است.
هر آنکه نگران وضعیت ایران امروز و فرداست، این واژه را حداقل یکبار در جملاتش بر میشمرد. ولی آیا این واژه فقط یک واژه و بمانند دارویی است که یک شبه به مردم یک کشور خورانده میشود و فردایش عمل میکند و یا راهی است نا هموار و بسیار دشوار؟

دموکراسی شیوه مملکت داری است که در حقیقت مردم حاکمان واقعی بوده و حکومتها، خدمتگذار مردم تلقی میشوند.

در کشورهایی که امروزه با سیستم حکومتی دموکراسی اداره میشوند، تا سالیان پیش، به صورت فردی، پادشاهی و یا دیکتاتوری اداره میشدند. هیچکدامشان یک شبه دموکرات نشدند و هیچکدامشان با فشار خارجی و اجبار به این شیوه نرسیدند. همچنین این حکومتها نبودند که دموکراسی را به مردم هدیه دادند. بلکه این مردم و جامعه بودند که حکومتی دموکرات را برای پیشرفت و اداره امور برای خود برگزیدند.

دموکراسی جدای از تعریف لغوی و آکادمیک، ریشه در خواستگاه و فرهنگ یک جامعه دارد و بدون وجود زیر ساختهای مناسب و بدون درک صحیح از تبعات آن، میتواند منجر به از بین رفتن فرهنگ، تمدن و هویت یک ملت شود.

ایجاد حکومت دموکراتیک در کشوری مانند ایران، پیش نیاز های بیشماری دارد که بدون آنها، دموکراسی خواهی منتهی به انقلابی دیگر در ایران و به روی کار آمدن حکومتی متعصب تر از حکومت فعلی خواهد شد.


نهادینه شدن تفکرات مذهبی در فرهنگ ایرانیان


این معضل که نه دستآورد حکومت مذهبی اسلامی، بلکه ثمره حمله اعراب به ایران و اجبار به پذیرش اسلام بوده است، به صورت نهادینه در عمق باورهای فردی جامعه ایران شکل گرفته و در حقیقت با فرهنگ ایرانی درآمیخته است.

در جامعه ای که باور به بازگشت یک منجی در زمانی نامعلوم وجود دارد، هر حاکمی خود را نماینده آن منجی در زمان غیبت معرفی میکند و طبیعتا برای خود قدرت و اختیاراتی فراتر از قانون عرف جامعه و کشور قایل میگردد.

این فطرت طبیعی حاکم است که شیفته قدرت گردد ولی اگر باورهای خرافی در مردم وجود نداشته باشد، حاکم دلیلی برای وصل کردن خود به نیروهای فرا طبیعی و خرافی نداشته، تسلیم قوانین جامعه میگردد.

این مشکل نه فقط در حکومت اسلامی و آخوندی فعلی نمایان است که در حکومتهای سلطنتی پیشین نیز، پادشاه، خود را منتخب خداوند برای رهبری مردم ایران میدانست و همین امر، شیوه حکومت داری را به سمت دیکتاتوری سوق داد.

بررسی تاریخ ایران نشان میدهد که تنها دلیل وجود حکومتهای غاصب در کشور ایران، وجود مردمانی خرافی و به شدت مذهبی در ایران است که نه فقط میتوان آنان را با استناد به دلایل مذهبی راضی کرد، که از میان خود افرادی را به نام آخوند تحویل جامعه داده اند که در نهایت باعث بدبختی و عقب افتادگی همان جامعه گردیده و حکومتها را به فساد کشانده اند.

این تفکرات خرافی و نهادینه گردیدن باورهای مذهبی در فرهنگ ایران، باعث بروز محدودیت های اجتماعی برای زنان، جوانان و پیروان مذاهب و ادیان دیگر گردیده است.

در جامعه ای که زنان به دلایل مذهبی-فرهنگی، میبایست خود را بپوشانند تا باعث ایجاد انحراف در جامعه نشوند، نه تنها به زنان بی احترامی شده و به عنوان وسیله به آنان نگریسته میشود، که مردان جامعه نیز ناخودآگاه به سمت حریص شدن برای نگاههای خارج از عرف فرهنگی-مذهبی سوق داده میشوند و در نهایت فساد زیرزمینی را در جامعه شکل میدهد.

هنگامی که به همان دلایل، جوانان از فعالیتها و لذتهای متناسب با محدوده سنی خودشان منع میشوند، در خلوت خود مبادرت به انجام آن اعمال میپردازند و در نهایت یا به فساد و یا به ناآرامی روانی آنان بدلیل احساس گناه، میانجامد.

در چنین جامعه ای نمیتوان حکومتی مردمی داشت، نه به این دلیل که حکومتها نمیخواهند، که چنین جامعه ای ظرفیت پذیرش مسئولیت اعمال خود و توان انتخاب ندارد.

بازخورد اعمال اجتماعی که با فرهنگ مذهبی جامعه سازگار نباشد، منجر به انجام آن اعمال به صورت مخفی و در نهایت به فساد جامعه شده و چون جامعه آمادگی قبول مسئولیت ندارد، در نهایت این حکومت است که مسئول شده و در نهایت به سرکوب آزادی های فردی افراد جامعه، و بروز ناآرامی میانجامد.

کشور ایران ترکیبی از فرهنگهای گوناگون با ساختار تفکری مختلف است که در مجموع فرهنگ ایرانی را شامل میشوند. در فرهنگ ایرانی، عادتهای مختلفی وجود دارد که بدون آنها هویت ایرانی خدشه دار میشود. 

به عنوان مثال، در فرهنگ ایرانی، باکره نبودن دختر به هنگام ازدواج امری زشت تلقی شده و به هیچ عنوان تحمل نمیگردد. زن در فرهنگ ایرانی علیرقم ادعاهای موجود، شخصیتی مستقل از مرد ندارد و میبایست خود را برای «شوهر» حفظ نماید، تمامی غرایضش را سرکوب کند و صرفا منتظر بماند تا ازدواج کرده و سپس اقدام به درک لذت جنسی نماید. کما اینکه مرد در همین فرهنگ، بدون هیچ مانعی، میتواند به تعداد نامحدود روابط جنسی قبل از ازدواج داشته باشد و در نهایت طالب زنی باشد که قبلا دست هیچ مردی به وی نرسیده است.

حال اینکه در جامعه ای که دموکراسی در آن حاکم است، جامعه قبل از آن، درک کرده اند که زن و مرد هرکدام به صورت مساوی میتوانند از لذت های مختلف زندگی برخوردار شوند و داشتن روابط جنسی قبل از ازدواج امری بدیهی تلقی میشود.

حال فرض کنید دموکراسی در ایران توسط حکومت و یا توسط نیروهای خارجی به ایران تحمیل شود و دختران به دنبال ساده ترین و بدیهی ترین حق خود به به عنوان انسان بروند. در اینجا مشکل اصلی خانواده این دختران هستند که هنوز با تفکرات تعصبی فرهنگ ایرانی زندگی میکنند و طبیعتا این دختران نه تنها از خانواده ها ترد میشوند که تعداد بیشماری از آنان به قتل میرسند.

البته بدیهی است که میتوان اظهار داشت این موضوع همین امروز نیز در جامعه وجود دارد و ربطی به دموکراسی ندارد. علی رقم اینکه این موضوع در جامعه امروز ایران وجود دارد، ولی بدلیل سکوت دختران از ترس برخورد خانواده هایشان، این موضوع علنی نمیشود و طبیعتا پنهان کردن یک موضوع، راه حل منطقی و عملی برای آن به نظر نمیرسد.

یکی دیگر از مشکلات نهادینه شدن مذهب در فرهنگ جامعه، خیانت به کشور بدلایل مذهبی است.
در تاریخ ایران بارها شاهد تحریک جامعه بواسطه مروجین مذهبی و بدلایل مذهبی بر علیه حکومتها بوده ایم. فرهنگ مذهبی، در نقطه مقابل ملی گرایی قرار گرفته و انجام اموری که سعادت اخروی را تضمین میکنند بر انجام امور دنیوی برتری میابد.
و البته سوء استفاده از وعده های مذهبی برای بسیج جامعه در راستای اهداف حکومتها نیز یکی دیگر از مواردی است که این نهادینه شدن به ضرر دموکراسی در کشور خواهد شد.


تصور نمایید از فردا صبح، در کشور ما دموکراسی حاکم گردد.

این بدین معنی خواهد بود که دین از حاکمیت کشور کنار گذارده شده و فردی که توسط اکثریت جامعه، به عنوان نماینده انتخاب میگردد، مدیریت کشور را به عهده بگیرد.

بیایید حدس بزنیم که آیا جامعه ایران قادر خواهد بود فردی را که اکثریت انتخاب کرده بپذیرد؟

اکثریت جامه ایران چه کسانی هستند؟ افرادی مذهبی و معتقد به اصول دینی. حال چگونه ممکن است فردی غیر مذهبی به عنوان نماینده این اکثریت انتخاب شود که بتواند حکومتی غیر دینی را اداره نماید؟
و اگر فردی غیر مذهبی انتخاب شود، اکثریت مذهبی چگونه وی را خواهند پذیرفت؟

در نظر داشته باشید که «فرد مذهبی» ایرانی با «فرد مذهبی» آمریکایی تفاوت بسیار دارد. فرد مذهبی ایرانی معتقد به اداره حکومت به شیوه اسلامی است زیرا که اداره حکومت به این شیوه، یکی از اصول اسلام است.

حال باید اندیشید که تعداد ۲۰ هزار آخوند و طلبه ای که در کشور ایران هستند را باید چه کرد؟
آخوند برای اداره جامعه به شیوه اسلامی آموزش دیده و در نهایت با استفاده از فن بیان و دستآویزی به باورهای مذهبی مردمان، آنان را بر علیه حکومت غیر دینی حاکم تحریک خواهد کرد.

حال با حس انتقام گیری اقلیتی که در درد زندگی کرده و در طول دوران گذشته، دوران خوش ندیده، چه باید کرد؟
با افرادی که خانواده شان توسط حکومت قبلی از بین رفته اند و امروز بدنبال انتقام گیری هستند؟

با تجزیه طلبان ترک و کرد و بلوچ و عرب چه باید کرد؟


-

جامعه ایران در طی سالیان گذشته در زمینه های متعددی گذار به سوی دموکراسی را آغاز کرده است و وجود ماهواره های ارتباطی و اینترنت باعث تسریع این حرکت گردیده است ولی به نظر نویسنده، سالهای بسیار دیگر نیاز است تا مردم ایران بتوانند خود را برای پذیرش دموکراسی آماده کنند.

تفکرات مذهبی باید از بین رفته و یا حداقل به درون مساجد بازگردند و تعصب چه از نوع مذهبی چه از نوع فرهنگی، از میان ایرانیان برچیده گردد.

مردم ایران باید یاد بگیرند مسئولیت اعمال خود را بپذیرند، حافظه تاریخی خود را تقویت کنند و دست از فراموشی تاریخ تلخ و تجربیات گذشته بردارند.

و البته دهها و شاید صدها مورد دیگر که در حوصله این متن کوتاه نمیگنجد.

تنها در این صورت است که میتوان حکومتی دموکراتیک را برای کشور ایران فرض نمود.







۱۳۹۱ تیر ۱۰, شنبه

آفرینش زمین از دیدگاه قرآن


چندی پیش کتاب «the ancient hebrew conception of the universe» را مطالعه میکردم و به نکات جالبی پیرامون باورهای یهودیان به عنوان بنیانگذاران دین مدرن در مورد آفرینش برخوردم.

طبق نظریه نویسنده های این کتاب و همچنین باور اندیشمندان آن دوران، دنیا به صورت تصویر زیر بوده است.


مطابق تصویر فوق:
  • زمین به صورت مسطح بوده و آسمان مانند یک گنبد، بر روی زمین قرار گرفته است.
  • بالا و پایین زمین را آب فرا گرفته است.
  • در بالای زمین و بعد از آب، بهشت و محل استقرار خدا و فرشتگان است.
  • در زیر آب و در آسمان، ستارگان و ماه و خورشید و همچنین ابر ها وجود دارند.
  • در بالای آسمان و زیر آبهای آسمانی، پنجره های وجود دارد که از آنها آب به صورت برف و باران بر روی زمین میبارد.
  • در قسمت تلاقی آسمان و زمین و یا در افق، کوههای به عنوان ستونهای نگاهدارنده آسمان قرار دارند.
  • زیر زمین آب است.
  • ستونهایی مانند کوه در زیر زمین هستند که نگاهدارنده زمین هستند.
  • در میان این ستونها، سرزمین زیرین یا Underworld قرار دارد که مردگان به آنجا میروند و محل زندگی شیاطین است. در این مکان تمامی ضد خدایان قرار داده میشوند.


تصویر دیگری که در موتورهای جستجو جالب مینمایاند، تصور وجود آسمانهای ۱۰ گانه و عرش خدا است.

این تصور را دانته در کتاب کمدی الهی با توجه به آموزه های یهود در کتاب مقدس به تصویر کشیده است:



در این تصویر، تصور وجود آسمان هفتم و بعد از آن عرش الهی قابل رویت است. برای ملاقات با خدا، همانطور که محمد ابن عبدالله عنوان کرده است، باید از هفت آسمان عبور کرد.

با مطالعه این موارد و بررسی ادعاهای محمد در کتابش در مورد آفرینش زمین، رمز تصورات پوچ وی در زمان نگارش کتاب قرآن فاش شده و علی رقم ادعای مسلمانان در مورد اینکه کلمات محمد تفسیر خاصی دارند، باطل میشود.

محمد در کتابش از زبان آفریننده جهان در سوره بقره میگوید:


همان [خدايى] كه زمين را براى شما فرشى [گسترده] و آسمان را بنايى [افراشته] قرار داد و از آسمان آبى فرود آورد و بدان از ميوه‏ها رزقى براى شما بيرون آورد پس براى خدا همتايانى قرار ندهيد در حالى كه خود مى‏دانيد (۲۲)
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ﴿۲۲﴾



حال تصویری که محمد از کتب یهودیان در ذهن خود از دنیا داشته را بیاد آورید. زمینی مسطح که آسمان مانند گنبدی بر فراز آن افراشته شده است. پنجره هایی در آسمان که از آنها آب آسمان بر زمین فرو میریزد.

در همین سوره میگوید:


اوست آن كسى كه آنچه در زمين است همه را براى شما آفريد سپس به [آفرينش]آسمان پرداخت و هفت آسمان را استوار كرد و او به هر چيزى داناست (۲۹)
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿۲۹﴾



در این آیه، تصور محمد از اینکه اول زمین آفریده شده، سپس آسمان و نه یک آسمان بلکه هفت آسمان، آفریده شده است.


در سوره لقمان میگوید:


آسمانها را بی هيچ ستونى كه آن را ببينيد خلق كرد و در زمين كوههاى استوار بيفكند تا [مبادا زمين] شما را بجنباند و در آن از هر گونه جنبنده‏اى پراكنده گردانيد و از آسمان آبى فرو فرستاديم و از هر نوع [گياه] نيكو در آن رويانيديم (۱۰)
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ﴿۱۰﴾



در این آیه نیز تصور غلط محمد از اینکه زمین دارای ستون های به نام کوه هستند، نمایان است. همچنین باز به همان پنجره ها و آبی که از آسمان فرو میریزد اشاره میکند.


در سوره فصلت میگوید:


سپس آهنگ [آفرينش] آسمان كرد و آن بخارى بود پس به آن و به زمين فرمود خواه يا ناخواه بياييد آن دو گفتند فرمان‏پذير آمديم (۱۱)
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ ﴿۱۱﴾
پس آنها را [به صورت] هفت آسمان در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانى كار [مربوط به] آن را وحى فرمود و آسمان [اين] دنيا را به چراغها آذين كرديم و [آن را نيك] نگاه داشتيم اين است اندازه‏گيرى آن نيرومند دانا (۱۲)
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ﴿۱۲﴾



در سوره انبیا میگوید:


و آسمان را سقفى محفوظ قرار داديم و[لى] آنان از [مطالعه در] نشانه‏هاى آن اعراض مى‏كنند (۳۲)
وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفًا مَّحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُونَ ﴿۳۲﴾
و اوست آن كسى كه شب و روز و خورشيد و ماه را پديد آورده است هر كدام از اين دو در مدارى [معين] شناورند (۳۳)
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿۳۳﴾



در اینجا باز هم تصور غلط سقف بودن آسمان و تصور گنبدی بودن آسمان نمایان است. همچنین به تصور محمد و خدای وی، خورشید و ماه، هر دو در مداری معین در حرکت هستند.
تصور اینکه زمین در مرکز جهان قرار دارد و خورشید و ماه در اطراف زمین در حرکت هستند، در آیات محمد نمایان است.

در سوره فصلت میگوید:


پس آنها را [به صورت] هفت آسمان در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانى كار [مربوط به] آن را وحى فرمود و آسمان [اين] دنيا را به چراغها آذين كرديم و [آن را نيك] نگاه داشتيم اين است اندازه‏گيرى آن نيرومند دانا (۱۲)
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ﴿۱۲﴾



باز هم اشاره به وجود هفت آسمان و چراغهایی در آسمان برای زینت زمین !


در سوره الطلاق میگوید:


خدا همان كسى است كه هفت آسمان و همانند آنها هفت زمين آفريد فرمان [خدا] در ميان آنها فرود مى‏آيد تا بدانيد كه خدا بر هر چيزى تواناست و به راستى دانش وى هر چيزى را در بر گرفته است (۱۲)
اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا ﴿۱۲﴾


باز هم اشاره به هفت آسمان و هفت زمین !!


در سوره الصافات میگوید:


ما آسمان اين دنيا را به زيور اختران آراستيم (۶)
إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ ﴿۶﴾



باز هم تصور اینکه آسمان برای زمین آفریده شده و ستارگان در آسمان زیور زمین هستند !!


امثال اینگونه جملات در کتاب محمد به وفور یافت میشود.

به واسطه وجود موتورهای جستجو و اینترنت، با جستجو در سایتهایی مانند parsquran.com میتوانید ادعاهای مطرح شده را بررسی کنید.

در نهایت، به سادگی قابل مشاهده است که محمد برای نگارش کتاب قرآن، تحت تاثیر مفاهیم و آموزه های یهودیان و تصورات غلط آن زمان بوده است.

همچنین نظر شخصی نگارنده بر این است که احتمال زیاد میرود دلیل پیدایش معماری گنبدی شکل برای سقف امارتهای مختلف نیز از همین تفکر ( آسمان به صورت گنبدی بر روی زمین ) نشات گرفته باشد.

تصویر زیر همان تصویر ابتدای متن است که با کامپیوتر بازسازی شده است.




ادامه خواهد داشت . . .







۱۳۹۱ اردیبهشت ۱, جمعه

آیا جسد خمینی در سوریه دفن شده است؟!


«جسد خمینی را در قبری که به نام او ساخته شده است، دفن نکرده‌اند، بلکه آن را به سوریه انتقال داده و به احتمال قوی، در خانه‌ای که متصل به حرم منسوب به حضرت زینب است، مدفون ساخته‌اند.»

چندی پیش به کتابی برخوردم با عنوان «گفته‌نشده‌ها درباره روح‌الله خمینی»، که توسط شخصی به نام مهدی شمشیری در سال ۱۳۸۱ در آمریکا به چاپ رسیده است. یکی از ادعاهای این شخص در این کتاب، در مورد «نبودن جسد خمینی در مقبره منسوب به او» است.

از سوی دیگر، از هنگامی که اعتراض‌ها و شورش‌ها در سوریه شکل گرفت، همیشه برایم این سؤال مطرح بود که چرا رژیم جمهوری اسلامی، تا بدین حد استوار و با همه نیرو و قوا، پشت سر حکومت بشار اسد ایستاده است؟ البته عواملی چون منافع ایدئولوژیک و اقتصادی جمهوری اسلامی در سوریه و نیز مخالفت سوریه با حکومت اسرائیل و اینکه رژیم بشار اسد، متحد استراتژیک جمهوری اسلامی است، دلایل خوبی برای این پشتیبانی بودند. اما در عین حال، احساس می‌کردم این دلایل، کافی نیستند و حکومت ایران، حداقل در شرایط حال حاضر که دیگر هیچ مدافع واقعی و جدی برای رژیم بشار اسد باقی نمانده، می‌تواند با جامعه جهانی همراه شود، اما باز هم جدی‌ترین پشتیبان حکومت بشار اسد، در همه زمینه‌ها، باقی مانده است. احساس کردم که شاید جمهوری اسلامی رمز و رازی مگوی و سر و سرّی دیگر نیز با بشار اسد دارد. با خواندن نوشتار کتاب فوق، گفتم شاید این امر نیز بی‌ارتباط نباشد. بنا بر این، از آنجا که در جهان سیاست، نباید هیچ احتمالی را از نظر دور داشت، تصمیم گرفتم این نوشتار را در وبلاگ «نجواهای نجیبانه» منتشر سازم، تا اگر احیاناً کسی در این زمینه اطلاعات بیش‌تری دارد، انتشار یابد و این امر، دقت و وضوح بیش‌تری یابد و در نهایت، حقیقت، آشکار شود.

قطعاً اگر این راز، حقیقت داشته باشد، برای جمهوری اسلامی و رهبران آن، بسیار گران تمام می‌شود و به یک آبروریزی حیثیتی تمام‌عیار تبدیل خواهد شد. این رژیم، تا کنون هزینه‌های بسیار گزافی را صرف ساخت این مقبره کرده و هر ساله هزاران نفر را از سراسر کشور، به مناسبت مرگ خمینی، روانه مزار او می‌سازد و مسؤولان آن، هر ساله، به مناسبت‌های مختلف، گرد این مزار، جمع می‌شوند و نسبت به آن ادای احترام می‌کنند؛ آیا همه اینها دروغ و فریب و توهم است؟!

به هر روی، مهدی شمشیری در صفحات ۲۶۷ تا ۲۷۱ کتاب «گفته‌نشده‌ها درباره روح‌الله خمینی»، به نقل مستقیم روایتی در سال ۱۳۷۴ از یکی از «متنفذان اهل راز جمهوری اسلامی» و از مسؤولان ارشد حرم شاه عبدالعظیم در شهر ری، می‌پردازد، که با برخی شواهد و قرائن، سازگار می‌آید و به نظر نمی‌آید که خالی از حقیقت باشد. متن کامل این مطلب، به شرح زیر است، با این توضیح که عکس‌ها، توسط «نجواهای نجیبانه» انتخاب شده و انتشار یافته‌اند.

نبودن جسد خمینی در مقبره منسوب به او

«ادعای دیگری که میزبان ما در آن روز [یکی از «متنفذان اهل راز جمهوری اسلامی» و از مسؤولان ارشد حرم شاه عبدالعظیم در شهر ری] با اطمینان کامل به عمل آورد، این بود که جسد خاطی [خمینی] را در قبری که به نام او ساخته شده است، دفن نکرده‌اند، بلکه آن را به سوریه انتقال داده و به احتمال قوی، در خانه‌ای که متصل به حرم منسوب به حضرت زینب است (و قبلاً آن را برای توسعه دادن حرم مزبور خریداری کرده بودند)، مدفون ساخته‌اند.

این شخص، در این رابطه، چنین شرح داد:

من در هنگام تخریب آرامگاه رضاشاه کبیر و باز کردن قبر او شخصاً حضور داشتم و به اصطلاح، شاهد عینی بودم و قسم می‌خورم که کوچک‌ترین نشانه‌ای از دفن جسد یک انسان در آن وجود نداشت؛ یعنی ما چیزی در آن ندیدیم که بتوانیم آن را به عنوان باقیمانده آن جسد به حساب بیاوریم.

در میان صدها نفر انسان که در آن روز از شنیدن گزافه‌گوئی‌های صادق خلخالی در مورد جنایات رضاشاه به هیجان آمده و در کار تخریب آرامگاه شرکت کرده بودند، گمان نمی‌رود که حتی یک تن وجود داشت که نسبت به رضاشاه احساس کینه و تنفر شدید نمی‌کرد. ولی مشاهده خالی بودن قبر رضاشاه آن‌چنان بهت و حیرتی در همه حاضران به وجود آورد که حتی در شرایط نامساعد آن روز نیز، اگر یک نفر روحانی زرنگ و حراف از طرفداران رژیم سلطنتی در آنجا وجود داشت، می‌توانست با استفاده از این واقعه، رضاشاه را جزو اولیاءالله به حساب بیاورد و ناپدید شدن جسدش را به کرامت او نسبت دهد و شورش عظیم در شهرری به وجود بیاورد!

در هر حال، بعد از این واقعه، همراه با خبر تخریب آرامگاه رضاشاه، خبر ناپدید شدن جسد وی نیز به سرعت در همه جا منتشر گردید و در اغلب محافل بالای مذهبی و انقلابی، مخصوصاً در تهران و شاه عبدالعظیم، در مورد علت آن، بحث و مذاکره به عمل آمد و نهایتاً این نتیجه حاصل گردید که قبر رضاشاه پهلوی احتمالاً از زیر به خارج راه داشته و محمدرضاشاه پهلوی در هنگام عزیمت خودش از ایران دستور داده است که جسد رضاشاه پهلوی را نیز از قبر خارج ساخته و به خارج از کشور انتقال دهند.

ولی تخریب آرامگاه رضاشاه پهلوی، بنیانگذار سلسله پهلوی، بعداً این نگرانی را در بنیانگذاران رژیم جمهوری اسلامی پدید آورد که ممکن است این بدعت ناپسند، روزی در مورد آنان نیز به مرحله اجرا گذاشته شود و بر قبر آنان، به صورت انتقام، همان بگذرد که بر قبر رضاشاه پهلوی گذشت! حتی گویا خود امام که خود را مسن‌تر، علیل‌تر و نزدیک به گورتر از دیگر رهبران و اولیاء جمهوری اسلامی می‌دیده و قبل از دیگران، احتمال فوت خود را می‌داده، قبل از دیگران هم به این نگرانی دچار شده و وصیت کرده است که جسدش را در ایران مدفون نسازند و به خارج از این کشور انتقال دهند تا در هنگام سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، که خواه ناخواه روزی فرا خواهد رسید، هرگاه مقبره او هم به سرنوشت مقبره رضاشاه دچار گردید، اولاً استخوان‌هایش از سوخته شدن محفوظ بماند و ثانیاً پیروان یا همکاران حقه‌باز او، در صورت امکان و اقتضاء، بتوانند این امر را هم به عنوان یک کرامت دیگر! از او به حساب آورده و ابدیت او را به عنوان یک نفر از اولیاءالله، واقعی و مسجل سازند.

میزبان ما که ناقل این داستان بود، ادعا می‌کرد که بعد از فوت امام، مردمی که در روز دفن جنازه او در نزدیک بهشت زهرا حضور یافته بودند، چه به صورت ظاهر و چه از ته دل، در وضعی بودند که اگر در هنگام فرود آمدن هلیکوپتر حامل جسد امام، با بلندگوهای قوی، که در آنجا وجود داشت، به آنان گفته می‌شد که: «ای مردم، شما را به روح امام قسم می‌دهیم که از جای خود حرکت نکنید و به هلیکوپتر نزدیک نشوید»، مسلماً هیچ‌کس از جای خود تکان نمی‌خورد؛ اما چون کارگردانان صحنه تدفین می‌خواستند که همه مردم دنیا! دفن جنازه امام را در قبری که برای وی کنده و آماده شده بود باور نمایند، ترتیب داده بودند که ابتدا هلیکوپتر حامل جسد کفن‌شده امام در نزدیک قبر فرود آید و بعد هم طبق برنامه قبلی، به مردم اجازه دادند که به سوی هلیکوپتر هجوم ببرند، تابوت را در اختیار بگیرند و کفن جسد را پاره کنند، تا هم خودشان و هم میلیون‌ها نفر بینندگان پخش زنده و بینندگان بعدی تلویزیون‌های سراسر جهان، با چشم خود، وجود جسد امام را مشاهده کنند و واقعاً باور نمایند که آن را برای دفن به آنجا آورده بودند. آن‌وقت کاری را که در آغاز می‌بایست انجام دهند، به مرحله اجرا درآورند، یعنی به نام امام، از مردم خواستند که از نزدیک جسد دور شوند و بعد هلیکوپتر، با جسدی که در کفن پاره پاره قرار داشت، ظاهراً برای تعویض کفن به پرواز درآمد و از آنجا دور شد و مدتی بعد، همان هلیکوپتر به آنجا برگشت و تابوتی دربسته از آن خارج گردید، و بدون اینکه احدی از تماشاچیان به آن نزدیک شود، به داخل قبر برده شد.

با این ترتیب، به همه مردم حاضر در صحنه دفن و به تمام بینندگان آن صحنه از تلویزیون‌ها، در ایران و کشورهای دیگر، وانمود شد که این جعبه، تابوت محتوی همان جسدی است که دقایقی پیش با چشم خود مشاهده کرده بودند، در حالی که این تابوت، محتوی جسد نبوده و در آن قبر، جسد امام دفن نشده است.

این بود مضمون نسبتاً کامل داستانی که نوسنده این سطور [مهدی شمشیری]، در حوالی ظهر این روز [دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۷۴]، از زبان میزبان خود شنید. هرچند که قدرت و نفوذ این شخص به اندازه اوائل انقلاب نیست، ولی به اقتضای شغلی که دارد، هنوز هم از متنفذان جمهوری اسلامی به شمار می‌آید و با بسیاری از رجال مذهبی – سیاسی کشور، مخصوصاً با آنان که در حال حاضر به تندرو شهرت دارند و در زمان فوت امام، نفوذی بسیار زیادتر از این زمان داشته و در زمره گردانندگان امور و به اصطلاح «اهل راز» به شمار می‌آمده‌اند، ارتباطی دوستانه، بسیار نزدیک و تنگاتنگ داشته و دارد و حتی با بعضی از آنان، دارای نسبت نزدیک فامیلی می‌باشد، به این جهت و نیز نظر به شخصیت وی و همچنین با توجه به اینکه منطق و دلیل او برای توجیه تصمیم مربوط به انتقال و دفن جسد امام در خارج از کشور، قابل قبول به نظر می‌رسد، لذا نویسنده این سطور، بعید نمی‌داند که داستان مزبور، واقعیت داشته باشد...».



منبع: کتاب «گفته‌نشده‌ها درباره روح‌الله خمینی»، نگارش مهدی شمشیری، چاپخانه پارس، هوستون تگزاس آمریکا (تایپ و ویرایش در ایران)، چاپ اول، تابستان ۱۳۸۱ ش. – ۲۰۰۲ م.، صفحات ۲۶۷-۲۷۱.






نمودار پراکندگی پیروان ادیان مختلف در جهان

نشنال پست نمودار مقایسه ای طرفداران ادیان در کره زمین را منتشر کرده است.
این نمودار متعلق به سال ۲۰۰۸ است.
نکته جالب این است که طرفداران بی خدایی و بی دینی، از تعداد مسلمانان شیعه بیشتر است !

برای دیدن عکس با کیفیت بالا، اینجا کلیک کنید.

از اینجا میتوانید نسخه PDF با کیفیت چاپی را دریافت نمایید.




برای دیدن عکس با کیفیت بالا، اینجا کلیک کنید.
از اینجا میتوانید نسخه PDF با کیفیت چاپی را دریافت نمایید.


تعاریفی که از سکولار، آگنوستیک، بی دین و بی خدا ارائه شده بدین شرح است:

سکولار: افرادی که به جدایی کامل دین از سیاست معتقدند.
بی دین: افرادی که به هیچ دین خاصی معتقد نیستند.
آگنوستیک: افرادی که معتقدند اثبات ادعاهای دینی و فرا بشری کاملا غیر ممکن است.
بی خدایان: افرادی که به هیچ صورتی از نیروی برتر به نام خدا معتقد نیستند.

نکته جالب دیگر، وجود ادیانی با منشاء ایران در این تحقیق وجود دارند که به نام ادیان ایرانی شناخته میشوند. ادیانی به نامهای زرتشت با ۱۱۰ هزار پیرو، یزیدی با ۷۰۰ هزار پیرو و گبر با ۲۰ هزار طرفدار که در ایران قدیم شامل افغانستان، ترکمنستان، تاجیکستان، قسمتهایی از عراق، پاکستان، ارمنستان و ازبکستان به وجود آمده بودند.

پیروان ادیان ابراهیمی شامل اسلام با یک میلیارد پیرو، مسیحیت با ۲ میلیارد پیرو، یهود با ۱۴ میلیون پیرو و بهاییت با ۶۰۰ هزار پیرو و ۲ دین دیگر با پیروان کمتر، تقریبا سه میلیارد را شامل میشوند.

ادیان دیگری نیز وجود دارند که نسبتا طرفداران زیادی را در دنیا به خود اختصاص داده اند که ما کمتر در مورد آنها چیزی شنیده ایم.




۱۳۹۰ اسفند ۲۴, چهارشنبه

فیلم کوتاه - سکولاریسم چیست؟


این ویدئو بر اساس مقاله ای نگاشته شده توسط روبرت جی اینگرسل ( Robert G. Ingersoll ) در سال ۱۸۸۷ ، و توسط David M. Beadle ساخته شده است.
در این ویديو در مورد سکولاریسم تعریفی آموزنده ارائه میشود.

برای درک بهتر، ترجمه فارسی متن فیلم را اینجا ذکر میکنم و قبلا از اینکه ممکن است نتوانسته باشم ترجمه درست و کاملی ارائه دهم، پوزش میطلبم.

سکولاریسم، دین انسانیت است و امور همین دنیا را شامل میشود.
علاقمند به هر چیزی است که رفاه یک موجود حساس (همه موجودات) را در بر میگیرد.
خواستار توجه به همین سیاره خاص (زمین) است که اتفاقا در آن زندگی میکنیم.

سکولاریسم یعنی هر کس مسولیتی دارد.
اعلامیه استقلال فکری افراد بشر است.

بدان معنی است که نیمکت (در کلیساها) بر منبر برتری دارد، که آنان که بار سنگین را تحمل میکنند باید سود ببرند و آنان که کیفشان را پر میکنند باید بدانند چگونه خرج کنند.

سکولاریسم اعتراض به ظلم و ستم دینی است، اعتراض در برابر ظلم و ستم کلیساها و مساجد، اعتراض به برده بودن، اعتراض به تحت کنترل در آوردن و یا اسیر کردن رویا ها و آرزوهای انسانها به روشهای مذهبی یا غیر مذهبی است.

سکولاریسم اعتراض به هدر دادن این زندگی برای زندگی در جهان دیگری است که از آن هیچ اطلاعی نداریم.

سکولاریسم میگوید بگذارید خدایان خودشان از خود مراقبت کنند.

سکولاریسم نام دیگری برای عقل سلیم است. به این معنا که با توسل به آن، همه چیز قابل درک و مطلوب خواهد بود.

سکولاریسم معتقد به ساختن خانه همینجا و در همین جهان است، به تلاش، به انرژی، به تفکر و هوش، به مشاهده و تجربه افراد معتقد است نه اینکه چیزی را نا شناخته یا فوق العاده و غیر طبیعی بنامد.
سکولاریسم میخواهد ما در همین طرف قبر و در زمان حیات شاد زندگی کنیم.

سکولاریسم به معنی غذا و زندگی خانگی است. به معنای سقف بالای سر و لباس برای پوشیدن است. به معنای کار و شغل مناسب و تفریح به اندازه است.

به معنای ترویج سلائق، کسب علم و لذت بردن از هنر است و به نوع انسان قول راحتی، استقلال و مهمتر از همه آزادی را میدهد.

سکولاریسم به معنای لغو دشمنی های فرقه ای و سخنان نفرت آمیز است. به معنای ترویج دوستی و پذیرش عقاید مختلف است. به معنای اینست که هم برای خودمان، هم برای همدیگر زندگی کنیم، در حال و نه در گذشته و برای همین دنیا و نه برای دنیای دیگر زندگی کنیم.

به معنای حق ابراز عقاید بر علیه پاپ ها، مروجان مذهبی و خدایان است. به معنای اینست که تنبلان بی کار (مروجان مذهبی) نباید بواسطه کار مردان صادق زندگی کنند و به معنای نابودی کسب و کار آنانی است که به تجارت ترس (آنان که شما را از خدا میترسانند) مشغولند.

سکولاریسم به روح انسان آرامش و محتوا میدهد. آتش و درد ابدی را کنار مینهد و تلاش میکند خشونت و خباثت، جهل و نادانی و فقر و بیماری را کنار نهد.

سکولاریسم برای امروز روز و فردای آینده زندگی میکند.

سکولاریسم به دعا کردن و دریافت کردن اعتقاد ندارد و به جای آن، به بدست آوردن و لایق بودن معتقد است. به کار به عنوان عبادت، به نیروی کار به عنوان دعا و به خرد به عنوان نجات دهنده بشریت معتقد است.

به نوع بشر میگوید اول مراقب خودتان باشید تا بتوانید به دیگران کمک کنید.

زندگیتان را با سنگهای تزیینی به نام اعمال خوب آرایش کنید و راهتان را با نوری به درخشندگی خورشید به نام دوستی و عشق، روشن نگاه دارید.

سکولاریسم دین و مذهبی قابل درک است.
اسراری ندارد، زمزمه های خاموش و درگوشی ندارد، کشیش و آخوند ندارد، مراسم آیینی ندارد، دروغ ندارد، معجزه ندارد و آزاری به نوع بشر نمیرساند.

سکولاریسم, نیلوفرهای میدان (اشاره به آیه ۲۸ سوره ۶ کتاب انجیل «متی» که مسیح به پیروانش توصیه میکند نگران لباس و پوشاک نباشند همانطور که گلهای نیلوفر بدون نگرانی و کار و تلاش، دارای لباس هستند و خداوند به آنها روزی میرساند) را در نظر می آورد ولی به فکر فردای بشر است.

سکولاریسم به دنیا میگوید کار کنید تا غذا بخورید، بنوشید و لباس بپوشید. کار کنید تا لذت ببرید. کار کنید تا محتاج نباشید و کار کنید تا ببخشید بدون آنکه نیازمند باشید.


مقاله مذکور به زبان انگلیسی از اینجا قابل مطالعه است.

در انتها توضیحی مختصر در مورد سکولاریسم در دنیای امروز ارائه میکنم.

امروزه، فلسفه ای که سکولاریسم خوانده میشد متمایل به مفاهیم انسان گرایی و یا انسان گرایی سکولار شده و مهفوم آن حداقل در علوم اجتماعی محدود شده است.

اولین و شاید رایج ترین برداشت از «سکولار» امروزه در تقابل با «دین» است. مطابق با این برداشت، سکولار تفکری است که میتوان آنرا در جنس دنیوی، مدنی، غیر مذهبی و در قلمرو زندگی انسان، طبقه بندی کرد.

دومین برداشت از «سکولار»، تفکری است که در تقابل با هر چیز مقدس، غیر قابل نقد و هر چیزی که نتوان به آن اشکال گرفت، قرار دارد. مطابق با این برداشت، چیزی سکولار است که پرستیده نمیشود، احترام زیادی و غیر قابل نقد به آن گذاشته نمیشود و میتوان اشکالات آنرا بر شمرد، در مورد قبول یا رد آن تصمیم گرفت و یا حتی آنرا جایگزین کرد.




۱۳۹۰ اسفند ۶, شنبه

نقش روسیه در گذشته و آینده ایران

در چند روز گذشته و پس از اینکه یک وبلاگ نویس ایرانی متوجه اعلام نام علی خامنه ای به عنوان یکی از فارق التحصیلان برگزیده در مراسم پنجاهمین سالگرد تاسیس دانشگاه دوستی مردم (پاتریس لومومبا) در مسکو شد، گمانه زنی ها در مورد یکی از بزرگترین رازهای زندگی علی خامنه ای آغاز شد.

در این ویدئو، گزارشگر تلویزیون روسیه، به صراحت نام علی خامنه ای، رهبر معنوی ایران را به عنوان یکی از دانش آموختگان این دانشگاه به همراه محمود عباس، رییس تشکیلات خودگردان فلسطین، ذکر میکند.



طبق شرح حال رسمی علی خامنه ای در وب سایتش، وی در سال ۱۹۵۷ به عراق رفته و درس خارج خوانده. با توجه به اینکه دانشگاه دوستی مردم روسیه در سال ۱۹۶۰ تاسیس شده، خامنه ای نمیتوانسته سفر به عراق را به عنوان پوششی برای سفر به شوروی عنوان نماید.

باید توجه کرد که اگر خامنه ای واقعا به دانشگاه شوروی رفته باشد، باید کوششی بسیار جدی کند تا این را به صورت راز مخفی نگاه دارد.

در شرح حال دیکتاتور ایران آمده که وی در سال ۱۳۴۵ به صورت مخفیانه یک سال را در تهران زندگی میکرده و در سال ۱۳۴۶ دستگیر و محبوس شده.

با توجه به اینکه این یک سال به طور کامل یک راز باقی مانده، میتوان گمان کرد که وی یک سال را در شوروی به سر برده، در دانشگاه دوستی مردم روسیه و یا سرویس اطلاعاتی شوروی آموزش دیده و دلیل دستگیری وی، پی بردن به این موضوع توسط ساواک بوده است. ولی در هر صورت امکان اینکه وی از این دانشگاه فارق التحصیل شده باشد بسیار بعید به نظر میرسد اما تفکرات غرب ستیزی وی، همواره با خواسته ها و آموزشهای شوروی مطابقت داشته است.

حال باید توجه داشت که علی خامنه ای چه در مسکو تحصیل کرده باشد چه نه، چه توسط سرویس اطلاعاتی روسیه به خدمت گرفته شده باشد یا خیر، نکات قابل توجهی وجود دارد که به نقش مسکو در اتفاقات عمده در تاریخ ایران اشاره میکند.

شوروی از دیرباز به دنبال سلطه بر ایران برای مقابله با غرب بوده است. یکی از بارز ترین نمونه ها، تلاش نا موفق استالین در خلال جنگ جهانی دوم برای اشغال ایران بوده است. همچنین در ۱۹۵۰، زمانی که محمد رضا شاه پهلوی با حمایت آمریکا به سلطنت بازگشت.
شوروی در آن زمان در عملیاتهای مخفی علیه دولت ایران به عنوان متحد غرب در خاورمیانه، سرمایه گذاری های زیادی کرد.

روسها همیشه مراقب بوده اند که خشم مردم ایران را علیه خود بر نیانگیزند. صادق قطب زاده، وزیر خارجه وقت ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷به عنوان یک آنتی کمونیست میگوید:

روسها در تلاش برای براندازی، جاسوسی و تبلیغ علیه منافع انقلاب ایران بسیار فعال عمل کردند ولی هیچگاه به امام خمینی توهین نکردند. روسها هم به اندازه آمریکا شیطان صفت هستند ولی خوب بلد هستند چطور عمل کنند که احساسات مردم را جریحه دار نکنند.

افسر سابق اطلاعاتی چک و اسلواکی، لادیسلاو بیتمن میگوید:
مسکو به دنبال یک سیاست دوگانه در قبال شاه ایران بوده است. احترام و پرهیز از درگیری از یک سو و عملیات مخفی برای تضعیف دولت از سوی دیگر.

شوروی در حالیکه حرکت ضد آمریکایی بر ضد شاه را تحسین و تعصب مذهبی خمینی را تحمل میکرد، سعی میکرد انقلاب ایران را به سمت یک حکومت کمونیستی سوق دهد و برای این هدف از حزب توده کمونیست ایران که بسیار سازمان یافته بود و از نظر مالی پشتیبانی میشد، استفاده میکرد.

شوروی در زمان پهلوی تلاش بسیاری میکرد که ایران را از غرب دور نگاه دارد. نگرانی های شوروی از دوستی سیستم پهلوی با آمریکاییان و ایجاد سپر دفاعی آمریکا در نوشهر در آن زمان که برای کنترل تحرکات نظامی شوروی ایجاد شده بود، میتواند نشان دهد که روسیه به دنبال افرادی برای نفوذ در سیستم ایران بوده است.

قبل از انقلاب، رادیو مسکو که در باکو مرکزیت داشت، با مخاطب قرار دادن نسل جوان ایران، به تبلیغ به نفع خمینی میپرداخت.
در زمان پس از انقلاب نیز با توجه به شکست طرح روسیه برای تبدیل انقلاب ایران به نظام کمونیستی، مسکو به ایران کمک میکرد که تحریمهای غرب در اوایل انقلاب را بی اثر کند.
سرویس اطلاعاتی شوروی با جعل اسناد، حس تنفر را در میان ایرانیان نسبت به آمریکا تقویت میکرد.

آنان کمک کردند که خمینی با استفاده از تجربیات سرویس اطلاعاتی شوروی و استفاده از نفرات چریکهای فدایی خلق که توسط مسکو آموزش دیده و پشتیبانی میشدند، سپاه پاسداران را تاسیس کند و در مقابل ارتش ایران که عمدتا توسط آمریکاییان آموزش دیده بودند، قرار دهد.

در سال ۱۹۸۱ نیز مشاوران سرویس اطلاعاتی روسیه به ایران کمک کردند تا نیروی امنیتی و سرویس اطلاعاتی خود را ایجاد نماید.

بر طبق برخی مدارک، میر حسین موسوی که اکنون تحت حبس خانگی توسط رژیم ایران قرار دارد نیز به عنوان یک مارکسیست و آموزش دیده سرویس اطلاعاتی شوروی، در راه اندازی ستون اولیه سپاه پاسداران و سرویس اطلاعاتی ایران نقش بسزایی ایفا کرده است. دلیل اینکه اطرافیان وی و حلقه امنیتی و محافظین وی به هر دلیلی تعویض و یا حتا کشته میشوند ولی خودش تا به امروز سالم باقی مانده، میتواند نشان دهنده حمایت سرویس اطلاعاتی روسیه از وی باشد نه اینکه دولت ایران از کشتن وی ابایی داشته باشد. کشته شدن وی ممکن است اسرار ارتباط سرویس اطلاعاتی روسیه و حکومت ایران را به هر دلیلی فاش نماید و این به نفع حکومت ایران و روسیه نیست.


محور شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» که توسط جمهوری اسلامی مطرح شد، به مرور نشان داد که نظام ایران تمایل بیشتری به شرق و ستیز با غرب دارد و کشور ایران تحت رهبری علی خامنه ای،  هر روز بیشتر و بیشتر به روسیه و چین و سیستمهای کمونیستی وابسته تر میشود.

آینده نشان خواهد داد که این تمایل و وابستگی ایران به روسیه و چین بر اثر تفکرات غرب ستیزی حاصل آموزه های سیستم اطلاعاتی شوروی بوده، و یا حاصل روند معمولی انزوای ایران از غرب بوده است.

مطالعه این برگه روزنامه در همین رابطه توصیه میشود.




۱۳۹۰ بهمن ۲۴, دوشنبه

فیلم محرمانه جلسه نمایندگان دولت خاتمی و مجلس










۱۳۹۰ بهمن ۱۶, یکشنبه

چرا انسان خالق هوشمندی ندارد؟

در رابطه با اینکه آناتومی بدن انسان دارای خالق هوشمندی نیست مطالب بسیاری وجود دارد. 
در این ویدئو بزرگترین نقص بدن انسان در چشمهایش بررسی میشود.

چرا انسان در چشمهایش نقاط کور دارد؟

زبان ویدئو انگلیسی است.







۱۳۹۰ دی ۱۸, یکشنبه

سطح دانش خاندان سلطنتی اسلام


برای آشنایی با سطح دانش ائمه اطهار برخی از احادیث انان را از کتب معتبر بررسی می نمائیم .
کتب مرجع :( اصول کافی - حلیه المتقین - بحارلانوار- عین الحیوه )

1-حضرت امام موسی فرمودند:

که در خروس پنج خصلت از خصلتهای پیغمبران هست.
1- بسیار جماع (امیزش) کردن
2. غیرت
3.شناختن وقت نمازها
4.شجاعت
5.سخاوت .
(حلیه المتقین.باب12.فصل7) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

2- از حضرت صادق روایت شده که امیر المومنین فرمود:

اولین کسی که بر خدا سر کشی کرد عناق دختر ادم بود و اولین کشته ای که خدا او را کشت همان (عناق) بود. که نشمینگاهش یک جریب در یک جریب بود و بیست انگشت داشت که در هر انگشت دو ناخن بود چون دو داس پس خدا شیری مانند فیل و گرگی ببزرگی شتر و کرکسی باندازه استر بر او مسلط کرد و انها او را کشتند.
(اصول کافی.جزء4.باب ستمگری) (تالیف ثقه الاسلام کلینی)

3- حضرت محمد به حضرت علی وصیت نمود:

ای علی در وقت جماع (امیزش) با زن خود سخن مگو که اگر فرزندی حاصل شود ایمن نیستی که لال باشد ونگاه نکند احدی به فرج زن خود و چشم بپوشد در ان حالت که نظر کردن به فرج در ان حالت باعث کوری فرزند میشود.
(حلیه المتقین.فصل 4.باب4) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

4- حضرت صادق فرمودند:

دعا را در چهار هنگام بخوانید:
1- هنگام وزیدن بادها
2- برطرف شدن سایه ها
3- فرو امدن باران
4- ریخته شدن اولین قطره خون مومن .
زیرا در این چهار حالت در های اسمان باز می شود.
(اصول کافی.جزء4.باب اجابت دعا) (تالیف ثقه الاسلام کلینی)

5- حضرت امام رضا می فرمودند:

دهن دره از شیطان است و عطسه از خدای عز و جل.
(اصول کافی.جزء4.باب عطسه) (تالیف ثقه الاسلام کلینی)

6- حضرت علی فرمودند:

هر کس چون عطسه کند دنبال آن بگوید : "الحمد الله رب العالمین علی کل حال" که در آن صورت درد گوش و دندان نبیند.
(اصول کافی.جزء4.باب عطسه) (تالیف ثقه الاسلام کلینی)

7- حضرت صادق فرمودند:

جماع (امیزش) مکن با همسر خود در اول ماه و اخر ماه و میان ماه که باعث این می شود که فرزند سقط شود و نزدیکست که اگر فرزندی حاصل شود دیوانه باشد یا صرع داشته باشد. نمی بینی کسی که صرع می گیرد اکثر آنست که در اول ماه یا دراخر ماه میباشد.
(حلیه المتقین.باب 4.فصل 4) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

8- حضرت محمد فرمودند:

سه چیز است که حافظه را زیاد می کند و درد های بدن را می برد:
1- کندر خوائیدن
2- مسواک کردن
3- قران خواندن. 
(حلیه المتقین.فصل 1.باب 5) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

9- حضرت امام موسی فرمودند:

چون موی سر بلند شود انگاه چشم را ضعیف می کند و نورش را کم می کند و ازاله (اصلاح) کردن دیده را جلا می دهد.
(حلیه المتقین.فصل 2.باب 5) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

10- حضرت صادق فرمودند:

هر که عطسه زند سپس دستش را بر استخوان تیغه بینی نهد و بگوید: "الحمدالله رب العالمین حمدا کثیرا کما هو اهله و صلی الله علی محمد النبی و اله و سلم" انگاه از سوراخ چپ بینی او پرنده ای کوچکتر از ملخ و بزرگتر از مگس بیرون اید و برود تا به زیر عرش رسد و تا روز قیامت برای او استغفار کند.
(اصول کافی.جزء4.باب عطسه) (تالیف ثقه الاسلام کلینی)

11- حضرت امام باقر فرمودند:

در ان میان که امیر المومنین در مسجد کوفه بر منبر بود.ازدهایی از طرف یکی از درهای مسجد روی اورد.مردم اهنگ کشتنش را کردند امیر المومنین کسی را فرستاد تا د ست نگهدارند.مردم از کشتنش خودداری کردند و او سینه کشان می رفت تا پای منبر رسید .برخاست وروی دمش ایستاد و به امیر المومنین سلام کرد حضرت فرمود تو کیستی؟ گفت من عمروبن عثمان خلیفه شما بر طا یفه جن هستم .پدرم به من سفارش کرد خدمت شما بیایم و رای شما را بدست اورم اکنون نزد شما امدم تا چه دستور فرمایی.
(اصول کافی.جزء2.باب جن) (تالیف ثقه الاسلام کلینی)

12- حضرت محمد فرمودند:

گرفتن ناخن ها دردهای بزرگ را منع می کند و روزی را فراخ می گرداند.
(حلیه المتقین.باب5.فصل8) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

13- حضرت محمد فرمودند:

چون مگس در ظرف طعام بیفتد ان را تکان دهید و بیندازید که در یک بالش زهر است و در بال دیگرش شفاست و ان بال زهر الود را در اب وطعام فرو میبرد شما ان بال دیگر را هم فرو برید که ضرر نرساند.
(حلیه المتقین.باب12.فصل8) (تالیف محمد باقر مجلسی)

14- حضرت امام رضا فرمودند:

اما م رضا شخصی را دیدند که درد چشم داشت.فرمود می خواهی تو را چیزی بیاموزانم که اگر بجا اوری هرگز درد چشم نبینی؟ گفت بلی. فرمودند که در هر پنجشنبه ناخن هایت را بگیر.ان شخص چنین کرد و هرگز درد چشم ندید. 
(حلیه المتقین.باب5.فصل9) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

15- حضرت علی فرمودند:

اگر مو هایت را بصورت ایستاده شانه کنی بدان که باعث فقر و پریشانی ات خواهد شد.
(حلیه المتقین.باب5.فصل12) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

16- حضرت امام موسی فرمودند:

حیواناتی که مسخ شدند به قرار ذیل می باشند.
(بدین معنی که ابتدا انسان بودند و بعد به اذن خدا تبدیل بحیوانات شدند.)

1- فیل: پادشاهی بوده که زنا و لواط می کرده.

2- خرگوش: زنی بوده که به شوهر خود خیانت می کرده.

3- میمون و خوک: جماعتی از بنی اسراییل که در روز شنبه شکار کردند.

4- سوسمار: گروهی از بنی اسراییل که در زمان حضرت عیسی ایمان نیاوردند.

5- عقرب: مردی بوده که سخن چینی می کرده.

6- زنبور: قصابی بوده که از ترازو دزدی می کرده.

7- خرس: مردی بوده که مردم با او عمل قبیح می کردند.

8- عنکبوت: زنی بوده که از برای شوهر خود سحر می کرده.

9- پشه: شخصی بوده که پیغمبران را مسخره می کرده.

(حلیه المتقین.باب13.فصل8) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

17- حضرت محمد فرمودند:

ریش را از طرف پایین چهل مرتبه واز طرف بالا هفت مرتبه شانه می کردند و می فرمودند که روزی را زیاد می کند و بلغم را قطع می کند.
(حلیه المتقین.باب5.فصل 12) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

18- حضرت امام صادق فرمودند:

هرگاه زنی حامله باشد و چهار ماه بر او بگذرد روی او را بقبله کن و ایه الکرسی بخوان و دست بر پهلوی او بزن و بگو "اللهم انی قدسمیته محمدا" یعنی خدایا من او را محمد نامیدم چون چنین کنی خداوند ان فرزند را پسر گرداند.
(حلیه المتقین.باب4.فصل7) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

19- حضرت اما موسی فرمودند:

شستن سر (موی سر) با سدر روزی را زیاد می کند.
(حلیه المتقین.باب7.فصل5) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

20- حضرت امام جعفر صادق:

ایشان برای اصلاح مو های زیر بغل از دارو استفاده می کردند و می فرمودند که کندن مو های زیر بغل دوش ها (کتف) راسست می کند.
(حلیه المتقین.باب7.فصل7) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

21- حضرت امام صادق فرمودند :

علم نافعی که سبب نجات بشود، فقط توحید و امامت و علومی است که از حضرت رسول الله(ص) بما رسیده است. از سایر علوم آنچه برای فهمیدن کلام اهل بیت رسالت لازم است، مانند عربی و صرف و نحو و منطق، باید خوانده شود، و غیر آن یا لغو و بیفایده و تضییع عمر، و یا احداث شبهه است در نفس، که بیشتر موجب کفر و ضلالت می شود.
(عین الحیوة) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)



قابل توجه بانوان عزیز:

1- حضرت محمد فرمودند:

زنان را در غرفه و بالا خانه جا ندهید و چیزی نوشتن به ایشان نیاموزید و سوره یوسف را به انها تعلیم ندهید و چرخ رشتن به انها بیاموزید وسوره نور را به انها تعلیم دهید.
(حلیه المتقین.باب4.فصل6) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

2- حضرت علی به اما حسن وصیت نمودند:

که زینهار مشورت با زنان نکن زیرا که رای انها ضعیف و عزم انها سست است.
(حلیه المتقین.باب4.فصل6) (تالیف علامه محمد باقرمجلسی)

3- حضرت امام باقر فرمودند:

رازی را بزنان نگویید و درباره خویشان شما انچه گویند اطاعت نکنید.
(حلیه المتقین.باب4.فصل6) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

4- حضرت علی فرمودند:

مردی که کارهای او را زنی تدبیر کند ملعو نست و حضرت محمد چون اراده جنگ داشتند با زنان خود مشورت می کردند و هر چه انها می گفتند خلاف ان عمل می کردند.
(حله المتقین.باب4.فصل6) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

5- حضرت محمد فرمودند:

که هر که اطاعت زن خود بکند خدا او را سرنگون در جهنم اندازد.
(حلیه المتقین.باب4.فصل6) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

6- حضرت محمد فرمودند:

اگر امر می کردم کسی برای غیر خدا سجده کند هر اینه می گفتم که زنان برای شوهران سجده کنند.
(حلیه المتقین.باب4.فصل6) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

7- حضرت محمد فرمودند:

زنان را با چوب تأدیب نکنید، بلکه با گرسنگی و برهنگی تأدیب کنید تا در دنیا و آخرت راحت باشید.
(بحارالانوار) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)

8- حضرت محمد فرمود:

زنان عورتند و بیهوده گفتار؛ چون عورتند در خانه ها پنهانشان کنید و گفتار بیهوده آنان را با سکوت خود چاره کنید.(بحارالانوار) (تالیف علامه محمد باقر مجلسی)


------

درآور این است که بسیاری از این تعالیم در بطن جامعه ایرانی وارد شده و به آنها عمل میشود.

ادامه دارد . . .