‏نمایش پست‌ها با برچسب دین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دین. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ بهمن ۲۰, جمعه

ناباوران در مورد دین بیشتر میدانند، برای همین ناباور هستم‌.


آنچه در زیر می آید، ترجمه مقاله ای است که وب سایت شیکاگو تریبون و در سال ۲۰۱۰ منتشر نموده است.


انجمن دین و زندگی عمومی نتایج یک مطالعه در مورد دین در آمریکا را منتشر ساخته که یکی از یافته های کلیدی آن، اشاره به این حقیقت است که ناباوران و آگنوستیک ها، رتبه بالاتری در سطح دانش پایه دینی نسبت به پیروان سایر ادیان یا بی دینان و در مورد دین آنان دارند.

توجیه قاطعی در این مورد وجود ندارد ولی میتوان تئوری های زیر را ارائه داد:

دلیل اصلی اینکه ما ناباوران دین خود را کنار گذاشته ایم این حقیقت است که ما در مورد دین چیزهای زیادی آموخته ایم. 


گفته میشود که آگاهی کم، میتواند به انسان صدمه بزند.
در مورد ما بی خدایان، اطلاعات و آموخته های بسیار باعث شده که باور کنیم آنچه در کلیساها، مساجد و سایر اماکن مذهبی به ما آموخته شده، کلکسیونی از دروغ های شاخدار و البته در بعضی موارد، دروغهای با محتوی بوده ولی هیچکدام کوچکترین ربطی به حقیقت نداشته است.

با مطالعه کتابهای سایر ناباوران و صحبت با آنها متوجه میشویم که سرگذشت آنها بسیار شبیه خودمان است.
دروغ و دروغ، هر چند با ظاهر زیبا و فریبنده و هر چند همیشه همراه ما . . . 
ما در مورد سایر ادیان هم چیزهای زیادی می آموزیم زیرا که متوجه میشویم «توهم» صرفا محدود به دینی که ما کنار گذاشته ایم نیست و همه ادیان در توهمی مشابه به سر میبرند.
هر کجا خدایی هست، این توهمات هم وجود دارند.

ناباوران هنگامی که در مورد دین مطالب مضحک ساخته و پرداخته میشود، خوب توجه میکنند.


زمانی که به ویفر همدلی (اشاره به تکه نانی که در مراسم مذهبی مسیحیت به دهان میگذارند)  بی احترامی میشود، کاتولیکها احساس میکنند بهشان بی احترامی شده. ما میفهمیم دلیل این ناراحتی اینست که آنان باور دارند این ویفر، جسم مسیح است و صرفا یک سمبل نیست. آنان به راستی باور دارند جسم مسیح را هضم میکنند. این احمقانه است و ما این را متوجه میشویم.

زمانیکه فرزندان یک دانشمند مسیحی میمیرند فقط بدلیل اینکه والدینشان از انتقال آنان به دکتر برای درمان عفونتی که قابل درمان بوده سر باز زده اند، ما وحشت زده میشویم و در مورد عقاید آنان در مورد دینشان میآموزیم !

هر چند وقت، ما توسط عقاید مذهی بمباران میشویم. ما آنها را بررسی میکنیم و میفهمیم که چقدر احمقانه به نظر میرسند ولی بسیاری از افراد مذهبی از کنار این مطالب احمقانه میگذرند زیرا که میگویند: 

اینان عقاید بقیه است و باید به آن احترام گذاشت...

شاید از کنارشان بگذرند، ولی اینگونه عقاید احمقانه، همراه ما خواهد بود.


ناباوران نسبت به سایر اقشار جامعه، تحصیلات و آگاهی بیشتری دارند.


مطالعات پی در پی نشان داده که بین میزان تحصیلات و دانش افراد با باور های مذهبی آنان ارتباط وجود دارد.
هر چقدر با سوادتر میشویم، از میزان مذهبی بودنمان کاسته میشود.

عجیب نیست که دانشمندان با تحصیلات آکادمیک، با مثلا اعتقاد مسیحیان پروتستان در مورد فرگشت، مشکل دارند.
عجیب نیست که افراد با سواد با روال برخورد با زنان در کلیساهای کاتولیک و در کشورهای مسلمان، مشکل دارند.

افراد تحصیل کرده همچنین تمایل بیشتری به دیر باوری و مواضع انتقادی دارند.

ما فقط ظاهر آنچه توسط مروجین مذهبی گفته میشود را در نظر نمیگیریم بلکه ادعاهای آنان را مورد بررسی قرار میدهیم و معمولا به این نتیجه میرسیم که آنچه میگویند، با حقیقت فاصله زیادی دارد.

همینطور در مورد کتابهای مقدس آنها.



باید به این نکته اشاره کرد که مطالعات این انجمن نشان داده که ناباوران و آگنوستیک ها نسبت به معتقدان با سطح دانش و تحصیلات برابر، امتیاز بالاتری را کسب کرده اند.
این بدین معناست که تحصیلات و دانش عمومی لازم است ولی کافی نیست.

همانطور که در آغاز اشاره کردم، اینها صرفا تئوری های شخصی من در مورد اینکه چرا ما ناباوران، امتیاز بیشتری در مورد دانش عمومی دینی نسبت به دین دینداران بدست آورده ایم، است. واقعا دوست دارم بدونم دینداران چه احساسی دارند از اینکه ما آگاهیمان در مورد دین انها، بیشتر از خودشان است و چطور میخواهند این موضوع را درست کنند !!



اصل مقاله به زبان انگلیسی:










۱۳۹۱ دی ۲۹, جمعه

دوست معتقد من، دلیل باورت چیه؟

ویدئویی بسیار جالب در مورد نا باوران و باورمندان به دین و خدا

در این ویدئو، از باورمندان پرسشهای اساسی پرسیده میشود و آنان را به فکر وا میدارد.

ویدئو دارای زیر نویس فارسی هم هست.

در صورتیکه اشتباهی در ترجمه متنها وجود دارد، پوزش میطلبم.




لینک ویدئو در یوتیوب:


طبیعتا تو به عنوان یک مسلمان یا مسیحی یا کلیمی، خدای هندو ها یا خدای بودایی ها یا خدای مردمان مایا یا اینکا رو قبول نداری.
اگر مسلمانی، طبیعتا خدای مسیحی رو قبول نداری. چون به طور واضح، دستوراتش با دستورات خدای تو فرق میکنه. مثل اجازه نوشیدن شراب.
به طور کل، تو در مقابل ادیان دیگه، یک بی خدا محسوب میشی.
پس تو در باطن میدونی بی خدایی چیه.
تو نسبت به بقیه خدایان، بی خدایی و فقط خدای خودت قبول داری.
نمیدونم چرا درکش برات سخته که بپذیری من به عنوان یک بی خدای مطلق، بی خدایی تو رو یه مرحله پیشتر بردم و به جای اون یه دونه خدای تو، هیچ خدایی رو قبول ندارم.
تو و من هر دو بی خداییم. تو در قبال سایر ادیان، من در قبال سایر ادیان به اضافه دین تو.




۱۳۹۱ اردیبهشت ۱, جمعه

نمودار پراکندگی پیروان ادیان مختلف در جهان

نشنال پست نمودار مقایسه ای طرفداران ادیان در کره زمین را منتشر کرده است.
این نمودار متعلق به سال ۲۰۰۸ است.
نکته جالب این است که طرفداران بی خدایی و بی دینی، از تعداد مسلمانان شیعه بیشتر است !

برای دیدن عکس با کیفیت بالا، اینجا کلیک کنید.

از اینجا میتوانید نسخه PDF با کیفیت چاپی را دریافت نمایید.




برای دیدن عکس با کیفیت بالا، اینجا کلیک کنید.
از اینجا میتوانید نسخه PDF با کیفیت چاپی را دریافت نمایید.


تعاریفی که از سکولار، آگنوستیک، بی دین و بی خدا ارائه شده بدین شرح است:

سکولار: افرادی که به جدایی کامل دین از سیاست معتقدند.
بی دین: افرادی که به هیچ دین خاصی معتقد نیستند.
آگنوستیک: افرادی که معتقدند اثبات ادعاهای دینی و فرا بشری کاملا غیر ممکن است.
بی خدایان: افرادی که به هیچ صورتی از نیروی برتر به نام خدا معتقد نیستند.

نکته جالب دیگر، وجود ادیانی با منشاء ایران در این تحقیق وجود دارند که به نام ادیان ایرانی شناخته میشوند. ادیانی به نامهای زرتشت با ۱۱۰ هزار پیرو، یزیدی با ۷۰۰ هزار پیرو و گبر با ۲۰ هزار طرفدار که در ایران قدیم شامل افغانستان، ترکمنستان، تاجیکستان، قسمتهایی از عراق، پاکستان، ارمنستان و ازبکستان به وجود آمده بودند.

پیروان ادیان ابراهیمی شامل اسلام با یک میلیارد پیرو، مسیحیت با ۲ میلیارد پیرو، یهود با ۱۴ میلیون پیرو و بهاییت با ۶۰۰ هزار پیرو و ۲ دین دیگر با پیروان کمتر، تقریبا سه میلیارد را شامل میشوند.

ادیان دیگری نیز وجود دارند که نسبتا طرفداران زیادی را در دنیا به خود اختصاص داده اند که ما کمتر در مورد آنها چیزی شنیده ایم.




۱۳۹۰ اسفند ۲۴, چهارشنبه

فیلم کوتاه - سکولاریسم چیست؟


این ویدئو بر اساس مقاله ای نگاشته شده توسط روبرت جی اینگرسل ( Robert G. Ingersoll ) در سال ۱۸۸۷ ، و توسط David M. Beadle ساخته شده است.
در این ویديو در مورد سکولاریسم تعریفی آموزنده ارائه میشود.

برای درک بهتر، ترجمه فارسی متن فیلم را اینجا ذکر میکنم و قبلا از اینکه ممکن است نتوانسته باشم ترجمه درست و کاملی ارائه دهم، پوزش میطلبم.

سکولاریسم، دین انسانیت است و امور همین دنیا را شامل میشود.
علاقمند به هر چیزی است که رفاه یک موجود حساس (همه موجودات) را در بر میگیرد.
خواستار توجه به همین سیاره خاص (زمین) است که اتفاقا در آن زندگی میکنیم.

سکولاریسم یعنی هر کس مسولیتی دارد.
اعلامیه استقلال فکری افراد بشر است.

بدان معنی است که نیمکت (در کلیساها) بر منبر برتری دارد، که آنان که بار سنگین را تحمل میکنند باید سود ببرند و آنان که کیفشان را پر میکنند باید بدانند چگونه خرج کنند.

سکولاریسم اعتراض به ظلم و ستم دینی است، اعتراض در برابر ظلم و ستم کلیساها و مساجد، اعتراض به برده بودن، اعتراض به تحت کنترل در آوردن و یا اسیر کردن رویا ها و آرزوهای انسانها به روشهای مذهبی یا غیر مذهبی است.

سکولاریسم اعتراض به هدر دادن این زندگی برای زندگی در جهان دیگری است که از آن هیچ اطلاعی نداریم.

سکولاریسم میگوید بگذارید خدایان خودشان از خود مراقبت کنند.

سکولاریسم نام دیگری برای عقل سلیم است. به این معنا که با توسل به آن، همه چیز قابل درک و مطلوب خواهد بود.

سکولاریسم معتقد به ساختن خانه همینجا و در همین جهان است، به تلاش، به انرژی، به تفکر و هوش، به مشاهده و تجربه افراد معتقد است نه اینکه چیزی را نا شناخته یا فوق العاده و غیر طبیعی بنامد.
سکولاریسم میخواهد ما در همین طرف قبر و در زمان حیات شاد زندگی کنیم.

سکولاریسم به معنی غذا و زندگی خانگی است. به معنای سقف بالای سر و لباس برای پوشیدن است. به معنای کار و شغل مناسب و تفریح به اندازه است.

به معنای ترویج سلائق، کسب علم و لذت بردن از هنر است و به نوع انسان قول راحتی، استقلال و مهمتر از همه آزادی را میدهد.

سکولاریسم به معنای لغو دشمنی های فرقه ای و سخنان نفرت آمیز است. به معنای ترویج دوستی و پذیرش عقاید مختلف است. به معنای اینست که هم برای خودمان، هم برای همدیگر زندگی کنیم، در حال و نه در گذشته و برای همین دنیا و نه برای دنیای دیگر زندگی کنیم.

به معنای حق ابراز عقاید بر علیه پاپ ها، مروجان مذهبی و خدایان است. به معنای اینست که تنبلان بی کار (مروجان مذهبی) نباید بواسطه کار مردان صادق زندگی کنند و به معنای نابودی کسب و کار آنانی است که به تجارت ترس (آنان که شما را از خدا میترسانند) مشغولند.

سکولاریسم به روح انسان آرامش و محتوا میدهد. آتش و درد ابدی را کنار مینهد و تلاش میکند خشونت و خباثت، جهل و نادانی و فقر و بیماری را کنار نهد.

سکولاریسم برای امروز روز و فردای آینده زندگی میکند.

سکولاریسم به دعا کردن و دریافت کردن اعتقاد ندارد و به جای آن، به بدست آوردن و لایق بودن معتقد است. به کار به عنوان عبادت، به نیروی کار به عنوان دعا و به خرد به عنوان نجات دهنده بشریت معتقد است.

به نوع بشر میگوید اول مراقب خودتان باشید تا بتوانید به دیگران کمک کنید.

زندگیتان را با سنگهای تزیینی به نام اعمال خوب آرایش کنید و راهتان را با نوری به درخشندگی خورشید به نام دوستی و عشق، روشن نگاه دارید.

سکولاریسم دین و مذهبی قابل درک است.
اسراری ندارد، زمزمه های خاموش و درگوشی ندارد، کشیش و آخوند ندارد، مراسم آیینی ندارد، دروغ ندارد، معجزه ندارد و آزاری به نوع بشر نمیرساند.

سکولاریسم, نیلوفرهای میدان (اشاره به آیه ۲۸ سوره ۶ کتاب انجیل «متی» که مسیح به پیروانش توصیه میکند نگران لباس و پوشاک نباشند همانطور که گلهای نیلوفر بدون نگرانی و کار و تلاش، دارای لباس هستند و خداوند به آنها روزی میرساند) را در نظر می آورد ولی به فکر فردای بشر است.

سکولاریسم به دنیا میگوید کار کنید تا غذا بخورید، بنوشید و لباس بپوشید. کار کنید تا لذت ببرید. کار کنید تا محتاج نباشید و کار کنید تا ببخشید بدون آنکه نیازمند باشید.


مقاله مذکور به زبان انگلیسی از اینجا قابل مطالعه است.

در انتها توضیحی مختصر در مورد سکولاریسم در دنیای امروز ارائه میکنم.

امروزه، فلسفه ای که سکولاریسم خوانده میشد متمایل به مفاهیم انسان گرایی و یا انسان گرایی سکولار شده و مهفوم آن حداقل در علوم اجتماعی محدود شده است.

اولین و شاید رایج ترین برداشت از «سکولار» امروزه در تقابل با «دین» است. مطابق با این برداشت، سکولار تفکری است که میتوان آنرا در جنس دنیوی، مدنی، غیر مذهبی و در قلمرو زندگی انسان، طبقه بندی کرد.

دومین برداشت از «سکولار»، تفکری است که در تقابل با هر چیز مقدس، غیر قابل نقد و هر چیزی که نتوان به آن اشکال گرفت، قرار دارد. مطابق با این برداشت، چیزی سکولار است که پرستیده نمیشود، احترام زیادی و غیر قابل نقد به آن گذاشته نمیشود و میتوان اشکالات آنرا بر شمرد، در مورد قبول یا رد آن تصمیم گرفت و یا حتی آنرا جایگزین کرد.




۱۳۹۰ شهریور ۲۳, چهارشنبه

خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو

رژیم اسلامی این توصیه را خوب انجام میدهد و به آن کاملا واقف است.
برای درک بهتر این توصیه، مجبورم مثالی کاملا قابل درک بزنم هر چند ممکن است دور از ادب باشد.
فرض کنید شخصی در یک جمع معمولی، سوتی بسیار بسیار خجالت آوری میدهد. پس از این واقعه، ۲ حالت مفروض است:
۱- جمع کنترل این بحران را به عهده میگیرد و با نثار کردن متلکهای جور واجور به شخص خاطی، وی را کاملا خجالت زده میکند و چه بسا با ذکر این واقعه در جوامع بیرونی، آبروی شخص خاطی را نیز در بهران قرار دهد.
۲- شخص خاطی کنترل بحران را به عهده میگیرد، همان متلکها را ولی به صورت کنترل شده نثار خود میکند و با کنترل سیستم سمپاتی جمعی، چه بسا در اکثر مواقع، موضوع را در همانجا تمام میکنید و دیگر کسی این واقعه را در خارج از جمع ذکر نخواهد کرد.

میبینید که همرنگ شدن با جمع و یا به اصطلاح دقیقتر، کنترل بحران، میتواند نتیجه بحران را کاملا به صورت کنترل شده به نفع شخص ایجاد کننده بحران تغییر دهد.

این موضوعی است که نظام اسلامی کاملا از آن بهره میبرد و به آن واقف است.
نظام اسلامی ایران چه در بیرون مرزهای کشور، چه در داخل، با بحرانهای مختلفی روبرو است.

از بحران های اعتراضی مانند واقعه اعتراضی کوی دانشگاه در سال ۷۸ و یا اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران گرفته تا بحرانهای خارجی حاصل عملکرد سیاست خارجی ایران و یا تفاسیر سیاست های داخلی نظام ایران.
نظام ایران این را خوب یاد گرفته که باید مدیریت بحران را در دست بگیرد. این نظام با استفاده از ابزارهای گوناگون شامل وب سایتهای مختلف، وبلاگ ها، شبکه های خبری و حتی برنامه های خاص پر مخاطب تلویزیونی، سعی میکند مدیریت بحران را به دست گرفته و نتیجه مهندسی شده دلخواه خود را از آن بدست آورد.

اگر به فایلهای صوتی جلسه همایش کوثر وزارت اطلاعات در مورد ۱۸ تیر، گوش کرده باشید، متوجه میشوید که نظام اطلاعاتی ایران برای اینکه بتواند مدیریت بحران را به عهده بگیرد، افراد خود را در پوشش ناراضیان و دانشجویان به عنوان لیدر حرکتهای اعتراضی به میان معترضین میفرستد و آنگاه این لیدر های وزارت اطلاعات هستند که جمعیت را کنترل و یا مسیر حرکت را مشخص میکنند. با این حرکت سیستم اطلاعاتی ایران ۲ هدف را دنبال میکند. اول اینکه به معترضین، فضای کنترل شده برای اعتراض کنترل شده میدهد، دوم اینکه از دستگیری های بی مورد و هزینه ساز جلوگیری میکند، سوم آنکه جهت حرکت جمعیت را کنترل کرده از نزدیک شدن آنان به اهداف خاص و آسیب پذیر جلوگیری مینماید.

سیستم اطلاعاتی ایران همین نظام کاری را در مورد رسانه های داخلی و خارجی نیز انجام میدهد. در راخل کشور که صدا و سیما را به صورت کامل تحت اختیار دارد و هر برنامه و یا برنامه سازی، باید از فیلتر های مشخص سیستم اطلاعاتی ایران عبور نماید.
اگر هم در شرایطی میبینیم که مثلا در فلان سریال حرف دل مردم زده میشود، صرفا جهت ایجاد یک بستر کنترل شده برای اعتراض کنترل شده است.

در مورد رسانه های خارج از کشور نیز به طور گسترده با روشهای گوناگون اقدام به ایجاد همان مدیریت بحران کنترل شده مینمایند.
در رسانه هایی نظیر شبکه های فارسی زبان، با بکار گیری نیروهای آزموده جنگ های رسانه ای و در شبکه های غیر فارسی، با استفاده از به ظاهر کارشناسان همسو با نظام ایران اقدام به این عمل مینمایند.

متاسفانه تشخیص اینکه این مدیریت و بحران سازی در چه زمان و توسط چه کسی در حال انجام و یا شکل گیری است مشکل است ولی با کمی دقت و کنار نهادن سطحی نگری، میتوان آنها را مشاهده کرد.

هرچند در بعضی از این موارد به همین سادگی نمیتوان به ماهیت اینگونه برنامه پی برد. به عنوان مثال بحث اخراج ۳ تن از کارمندان شبکه فارسی صدای آمریکا یکی از همین موارد است. اینکه شخص آقای باطبی مهره مدیریت بحران سیستم اطلاعاتی ایران است یا همانطور که نشان میدهد، یک فعال دانشجویی. برای تحلیل اینگونه موارد باید به افراد و مجموعه هایی مانند تریتا پارسی و مجموعه تحت امرش در کشور آمریکا نیز توجه کرد. مجموعه نایاک یا شورای ملی ایرانیان آمریکا به طور کامل در پیشبرد اهداف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حکومت ایران در آمریکا فعال است و به عنوان لابی نظام اسلامی در آمریکا عمل مینماید. حال ارتباط این مجموعه با مدیر جدید شبکه فارسی صدای آمریکا خود جای سئوال دارد.
از دیدگاهی میتوان گفت که اخراج این افراد به دلیل فشار جمهوری اسلامی و نایاک به این شبکه و پرونده سازی علیه این افراد است.
از دیدگاه دیگر میتوان این را سناریویی برای خروج زودهنگام و کنترل شده نفوذیان جمهوری اسلامی در این شبکه تلویزیونی به شمار آورد.

مثال دیگر در مورد این قبیل رسانه های تحت امر جمهوری اسلامی، میتواند برنامه پارازیت از همین شبکه فارسی صدای آمریکا باشد.
اگر مقداری به برنامه های پارازیت دقت کنید و سطحی نگری را برای اندکی کنار بنهید، متوجه میشوید که این برنامه با در بوق و کرنا کردن یک سری موارد یا اخبار خاص، توجه مخاطب را به صورت کنترل شده به این اخبار جلب میکند و با ایراد تحلیل هایی سطحی و در قالب طنز، به ظاهر مطلبی که اجازه نمیدهند در ایران زده شود را در این برنامه میزند و خشم مخاطب از آن موضوع خاص را فرومینشاند. بدلیل ظاهر ضد نظام این برنامه، مخاطبین بسیار زیادی دارد و به همین دلیل تاثیر گذاری بالایی هم در سطح جامعه خواهد داشت.


ادامه دارد . . . 



۱۳۹۰ مرداد ۷, جمعه

خدایی که وجود نداشت !

در این ویدئو وجود شخصی به نام مسیح در تاریخ بررسی میشود و پایه های دین مسیحیت به نقد کشیده میشود.

مشاهده این ویدئو برای تمامی علاقمندان مسائل دینی پیشنهاد میشود.




Download Video:
Name: The God Who Wasn't There
Time: 60 Mins
Format: FLV
Download