۱۳۹۰ شهریور ۲۳, چهارشنبه

خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو

رژیم اسلامی این توصیه را خوب انجام میدهد و به آن کاملا واقف است.
برای درک بهتر این توصیه، مجبورم مثالی کاملا قابل درک بزنم هر چند ممکن است دور از ادب باشد.
فرض کنید شخصی در یک جمع معمولی، سوتی بسیار بسیار خجالت آوری میدهد. پس از این واقعه، ۲ حالت مفروض است:
۱- جمع کنترل این بحران را به عهده میگیرد و با نثار کردن متلکهای جور واجور به شخص خاطی، وی را کاملا خجالت زده میکند و چه بسا با ذکر این واقعه در جوامع بیرونی، آبروی شخص خاطی را نیز در بهران قرار دهد.
۲- شخص خاطی کنترل بحران را به عهده میگیرد، همان متلکها را ولی به صورت کنترل شده نثار خود میکند و با کنترل سیستم سمپاتی جمعی، چه بسا در اکثر مواقع، موضوع را در همانجا تمام میکنید و دیگر کسی این واقعه را در خارج از جمع ذکر نخواهد کرد.

میبینید که همرنگ شدن با جمع و یا به اصطلاح دقیقتر، کنترل بحران، میتواند نتیجه بحران را کاملا به صورت کنترل شده به نفع شخص ایجاد کننده بحران تغییر دهد.

این موضوعی است که نظام اسلامی کاملا از آن بهره میبرد و به آن واقف است.
نظام اسلامی ایران چه در بیرون مرزهای کشور، چه در داخل، با بحرانهای مختلفی روبرو است.

از بحران های اعتراضی مانند واقعه اعتراضی کوی دانشگاه در سال ۷۸ و یا اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران گرفته تا بحرانهای خارجی حاصل عملکرد سیاست خارجی ایران و یا تفاسیر سیاست های داخلی نظام ایران.
نظام ایران این را خوب یاد گرفته که باید مدیریت بحران را در دست بگیرد. این نظام با استفاده از ابزارهای گوناگون شامل وب سایتهای مختلف، وبلاگ ها، شبکه های خبری و حتی برنامه های خاص پر مخاطب تلویزیونی، سعی میکند مدیریت بحران را به دست گرفته و نتیجه مهندسی شده دلخواه خود را از آن بدست آورد.

اگر به فایلهای صوتی جلسه همایش کوثر وزارت اطلاعات در مورد ۱۸ تیر، گوش کرده باشید، متوجه میشوید که نظام اطلاعاتی ایران برای اینکه بتواند مدیریت بحران را به عهده بگیرد، افراد خود را در پوشش ناراضیان و دانشجویان به عنوان لیدر حرکتهای اعتراضی به میان معترضین میفرستد و آنگاه این لیدر های وزارت اطلاعات هستند که جمعیت را کنترل و یا مسیر حرکت را مشخص میکنند. با این حرکت سیستم اطلاعاتی ایران ۲ هدف را دنبال میکند. اول اینکه به معترضین، فضای کنترل شده برای اعتراض کنترل شده میدهد، دوم اینکه از دستگیری های بی مورد و هزینه ساز جلوگیری میکند، سوم آنکه جهت حرکت جمعیت را کنترل کرده از نزدیک شدن آنان به اهداف خاص و آسیب پذیر جلوگیری مینماید.

سیستم اطلاعاتی ایران همین نظام کاری را در مورد رسانه های داخلی و خارجی نیز انجام میدهد. در راخل کشور که صدا و سیما را به صورت کامل تحت اختیار دارد و هر برنامه و یا برنامه سازی، باید از فیلتر های مشخص سیستم اطلاعاتی ایران عبور نماید.
اگر هم در شرایطی میبینیم که مثلا در فلان سریال حرف دل مردم زده میشود، صرفا جهت ایجاد یک بستر کنترل شده برای اعتراض کنترل شده است.

در مورد رسانه های خارج از کشور نیز به طور گسترده با روشهای گوناگون اقدام به ایجاد همان مدیریت بحران کنترل شده مینمایند.
در رسانه هایی نظیر شبکه های فارسی زبان، با بکار گیری نیروهای آزموده جنگ های رسانه ای و در شبکه های غیر فارسی، با استفاده از به ظاهر کارشناسان همسو با نظام ایران اقدام به این عمل مینمایند.

متاسفانه تشخیص اینکه این مدیریت و بحران سازی در چه زمان و توسط چه کسی در حال انجام و یا شکل گیری است مشکل است ولی با کمی دقت و کنار نهادن سطحی نگری، میتوان آنها را مشاهده کرد.

هرچند در بعضی از این موارد به همین سادگی نمیتوان به ماهیت اینگونه برنامه پی برد. به عنوان مثال بحث اخراج ۳ تن از کارمندان شبکه فارسی صدای آمریکا یکی از همین موارد است. اینکه شخص آقای باطبی مهره مدیریت بحران سیستم اطلاعاتی ایران است یا همانطور که نشان میدهد، یک فعال دانشجویی. برای تحلیل اینگونه موارد باید به افراد و مجموعه هایی مانند تریتا پارسی و مجموعه تحت امرش در کشور آمریکا نیز توجه کرد. مجموعه نایاک یا شورای ملی ایرانیان آمریکا به طور کامل در پیشبرد اهداف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حکومت ایران در آمریکا فعال است و به عنوان لابی نظام اسلامی در آمریکا عمل مینماید. حال ارتباط این مجموعه با مدیر جدید شبکه فارسی صدای آمریکا خود جای سئوال دارد.
از دیدگاهی میتوان گفت که اخراج این افراد به دلیل فشار جمهوری اسلامی و نایاک به این شبکه و پرونده سازی علیه این افراد است.
از دیدگاه دیگر میتوان این را سناریویی برای خروج زودهنگام و کنترل شده نفوذیان جمهوری اسلامی در این شبکه تلویزیونی به شمار آورد.

مثال دیگر در مورد این قبیل رسانه های تحت امر جمهوری اسلامی، میتواند برنامه پارازیت از همین شبکه فارسی صدای آمریکا باشد.
اگر مقداری به برنامه های پارازیت دقت کنید و سطحی نگری را برای اندکی کنار بنهید، متوجه میشوید که این برنامه با در بوق و کرنا کردن یک سری موارد یا اخبار خاص، توجه مخاطب را به صورت کنترل شده به این اخبار جلب میکند و با ایراد تحلیل هایی سطحی و در قالب طنز، به ظاهر مطلبی که اجازه نمیدهند در ایران زده شود را در این برنامه میزند و خشم مخاطب از آن موضوع خاص را فرومینشاند. بدلیل ظاهر ضد نظام این برنامه، مخاطبین بسیار زیادی دارد و به همین دلیل تاثیر گذاری بالایی هم در سطح جامعه خواهد داشت.


ادامه دارد . . . 





درج دیدگاه